گفتگو با پزشکی ادیب و شاعر؛ تبلور وطن پرستی مردی که انسانیت را به نمایش گذاشت

پنج شنبه, 04 آذر 1400 ساعت 17:15 نوشته شده توسط  لاله انگورج تقوی اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم


گفتگو؛ لاله انگورج تقوی

مقدمه: مدتها بود که قصد نوشتن نداشتم، حتی از خبرنگاری دل چرکین بودم.  اما این‌بار... یکبار دیگر خدا را شکر کردم که خبرنگار شدم و چیزهایی را تجربه کردم که کمتر کسی آنها را تجربه می‌کند، که اگر خبرنگار نبودم حال خوب امروزم را نمی‌دانستم با چه بهای گزافی باید بخرم، آیا این حال خوب را می‌شد در هیچ دکانی یافت؟ پس خدا را بازهم شکر...

-دکتر دلفانیان را نمیشناختم، تاکنون از او نشنیده بودم، خواهرم کلیپی فرستاد و گفت:" اطلاع رسانی کن، شاید بدرد کسی بخوره" ویزیت رایگان یک پزشک ایرانی مقیم آمریکا آن هم در رشته‌ای که از آن بسیار کم شنیده بودم و اصلا نمیدانستم که تا این حد "تخصصی" وجود دارد.
و باز هم با هماهنگی خواهرم و آقای رضایی مدیر درمانگاه حضرت قائم چالوس، دومین روز حضور دکتر در این درمانگاه فرصت شد تا دقایقی با ایشان به گفتگو بنشینم.

پیش از این گفتگو، صحبت‌هایی با اقای رضایی که مدیر جوان و لایقی به نظر می رسید انجام گرفت. وی گفت در یکسال اخیر که در این درمانگاه حضور دارد، سعی شده با ایجاد امکانات و تجهیزات پزشکی و تخصصی و حضور متخصصان رشته‌های مختلف پزشکی
خدماتی درخور شان مردم ارائه شود.
وی همچنین از تجهیزات و بخش‌های خدماتی جدید این مرکز درمانی خبر داد که به زودی در مصاحبه‌ای اختصاصی به آن خواهیم پرداخت.
-مدیر درمانگاه حضرت قائم چالوس اما در خصوص حضور دکتر دلفانیان اذعان داشت: این مرکز آمادگی ایجاد بستر برای حضور متخصصان مختلف را دارد اما در این بین بایستی همکاری و تعامل بیشتری از سوی مراجع ذیصلاح صورت بگیرد تا دچار اتلاف زمان نشویم.
ساعتی انتظار کشیدم تا دکتر به مرکز بیاید، خبر حضورشان در درمانگاه را دادند اما گفتند که طبقه پایین با خانمی از آشناهایشان مشغول صحبت هستند، چون به زبان محلی خودشان صحبت می‌کنند.
ندیده فهمیدم باید با انسانی خاص روبرو شوم.
همین هم شد. تا از در اتاق وارد شدند گفتند خانم تقوی کلاردشتی شما هستین؟ انگورج تقوی و کردیچال و.... هرچه برای ایجاد یک ارتباط عمیق همولایتی بودن لازم بود را در چند کلام به زبان آوردند و ....

دکتر کامیاب دلفانیان گفت: اواسط دهه پنجاه، پیش از انقلاب بعد از پایان تحصیلات دبیرستان، برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم و در رشته نواقص و ناهنجاریهای عروقی فوق تخصص گرفتم.
وی ادامه داد‌: همچنین در رشته بهداشت بین المللی در دانشگاه جان هاپکینز تحصیل کردم و فوق تخصصم را در کلینیک مایو دریافت کردم، و حدود ۳۰ سال است در امریکا پزشکی می‌کنم و در زمینه‌های تحقیقاتی و تدریس دانشجویان پزشکی و  رزیدنتها کار کردم.
وی با اشاره به اینکه ریاست یک مرکز پزشکی را حدود یکسال است دارم تصریح کرد:  مطب خصوصی در ایالت مینی سوتا را ۱۷ سال است افتتاح کردم و مشاور مرکز بین المللی نواقص عروق در امریکا هستم، و تصمیم گرفتم چند روزی را به صورت حضوری در خدمت هموطنان و هم شهری‌های خودم در ایران و چالوس باشم.

دلفانیان در ادامه در خصوص تخصص خود و وضعیت این بیماریها در ایران، خاطرنشان کرد: به طور کلی بیماری نواقص و ناهنجاری‌های عروق محیطی، نادر هستند، اما بعضی از این بیماری‌ها ندرتا رایج است. مثل همانژیوم، متاسفانه به شکلی شده که همه بیماریهای عروقی را همانژیوم اطلاق می کنند، و این اشتباه است.
دلفانیان با بیان اینکه تشخیص نادرست، درمان اشتباه را در پی دارد خاطرنشان کرد: قصد ما این است که آگاهی سازی عمومی چه در سطح همکاران پزشکی و چه در سطح عموم جامعه صورت گیرد، درمان  آن را در حد زیبایی نبینند بلکه، بسیاری از این بیماران مشکلات تنفسی، عروق ، گاهی عوارض بینایی پیدا می کنند، بنابراین نیاز به آگاهی بخشی عمومی وجود دارد، گرچه ممکن است بسیاری از افراد توان مالی جهت معالجه را ندلشته باشند اما می‌توان با حمایت از انجمن‌های مرتبط به آنها نیز کمک کرد.

وی با اشاره یه اینکه این بیماریها عمدتا ارثی نیستند گفت: گرچه ممکن است به حالت خوشه‌ای در خانواده‌ها دیده شود، اما ارثی نبوده و در غربالگری‌های پیش از زایمان به جز موارد معدودی قابل تشخیص نیستند.
دکتر دلفانیان در خصوص ویزیت‌های دو روزه در چالوس ادامه داد: اکثر بیمارهایی که در این مدت ویزیت شدند، برای درمان به مراکز مختلفی حتی به خارج از کشور در روسیه مراجعه کردند اما جوابی که باید نگرفته بودند، اما خدمات به این بیماران ساماندهی شده نیست و ضرورت دارد در این زمینه همتی مضاعف در سطح کشور روی دهد.
این فلوشیپ بیماری‌های عروقی افزود: بایستی مرکزی مخصوص این بیماران وجود داشته باشد، تا اطلاع رسانی‌ها و تعامل سازنده‌ای بین بیماران و متخصصان امر صورت گیرد تا مشکلاتشان به حداقل برسد.
دکتر دلفانیان ادامه داد: قصد داریم بنیاد نواقص عروق ایران را راه اندازی کنیم و در حال ایجاد مقدمات کار هستیم.
وی تصریح کرد: هفته آینده کنگره‌ای در خصوص نواقص عروقی توسط هیات موسس این بنیاد و دانشگاه علوم پزشکی ایران، برگزار می شود و تیم روسی نیز حضور خواهند داشت و از بنده هم خواستند به عنوان سخنران در این کنگره شرکت کنم.

وی ابراز امیدواری کرد: قصدم این است به حضورم در کشور تداوم ببخشم و اگر توقعی داریم باید تداوم هم صورت بگیرد و تلاشی همگانی صورت گیرد تا این ساماندهی صورت گیرد.

وی خواستار اطلاع رسانی هرچه بیشتر و آگاهی بخشی جامعه در خصوص این بیماریها شد و اذعان کرد: اطلاع رسانی در صدر کار ماست و شما به عنوان خبرنگار در این زمینه ما را یاری می کنید.
دلفانیان ادامه داد: این رسالت هرچند دشوار باشد، اما باید در این مسیر گام برداشت، همانطور که مولوی می فرماید: کین طلب در تو گروگان خداست  ** زانک هر طالب به مطلوبی سزاست

این پزشک حاذق گفت: کار نیکوکاری پرس و جویی ندارد، سر راست است، این قدمی که برمی‌داریم، جبران غیرممکن از جوانمردی‌هایی که در حقم شده است. زمانی که ما توانایی نداشتیم دستم را گرفتند، پس من نیز باید ادامه دهنده این مسیر باشم.
وی که خود را متولد کریم آباد چالوس معرفی کرد، گفت: اصالتا کرد کلاردشت هستم و تابستانهای زیادی در کلاردشت زندگی کردم.
دکتر کامیاب دلفانیان در آخرین جملاتی که گفت، هدف خود از حضور در بین مردم کشورش را جبران تمام خوبی‌هایی که در حقش شده عنوان کرد و اظهار داشت: امروز از من این کار برمی‌آید و باید انجام دهم.
کاری که انسان بدون چشم داشت و بدون انتظار جبران انجام دهد، طبیعت می‌خواهد، اما اگر به حکم بستانکاری و در انتظار جواب باشد، نیکوکاری نیست، تجارت است و معنویت ندارد.
ما باید چون ماه و خورشید و طبیعت در بخشندگی باشیم، بدون انتظار پاسخ...

✍موخره؛
گفتگو با کتر دلفانیان خیلی طولانی نبود، اما اگر بخواهم برایش بنویسم، میتوانم ساعت‌ها زمان بگذارم
جمله به جمله صحبت‌هایی که در این گفتگو آمد و نیامد، دنیایی ژرف داشت، دنیایی با عمق تواضع، فروتنی، میهن دوستی، مردم‌داری، علاقه به آب و خاک، اصالت و ریشه‌دار بودن، ریشه‌هایی از جنس مهر و دوستی.
کلماتی که به عمق جان می نشست و غبار روزمرگی‌ها را از دل می‌زدود.
جملاتی که هرکدام درسی از زندگی بود، پختگی و کمال، تجربه‌های ارزنده‌ای که در قالب چند جمله به شنونده انتقال می‌داد و چه چیز از این بهتر که بتوانی پای صحبت این چنین انسان وارسته‌ای بنشینی و ...پزشک زبردست و حاذقی که فیلسوف، شاعر، ادیب و سخنوری توانمند نیز بود و با دیدن ظاهرش به درک این ضرب المثل می رسیدی... "درخت هرچه پربارتر، سر به زیر تر...."
و من که در آسمانها سیر کردم وقتی چنین انسانی در پایان مصاحبه ابراز خوشحالی از همکلامی با من داشت و از سوالات کامل و نکته سنجی‌ام تشکر کرد....
عمر با عزتشان طولانی باد

خواندن 919 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
کد: 1080