گزارش امداد و نجات مصدوم حادثه تک رکابی در گرده آلمانها علم کوه

 

در پی سقوط کوهنورد بروجردی در ارتفاعات علم کوه، مجید ربیع پور،یکی از کوهنوردان تیم امداد و نجات این حادثه، گزارشی را برای کلارنا ارسال کرده که عین آن منتشر می شود:

ساعت ۴:۳۰دقیقه چهارشنبه 96/6/15 مهرزاد فرضی مسئول قرارگاه رودبارک به من خبر داد دو کوهنورد بروجردی :علی گل آرا شصت ساله و محسن شمایی ،سی و شش ساله  هر دو اهل بروجرد،در گرده آلمانها علم کوه دچار حادثه شدند و درخواست کمک کردند.طی تماس تلفنی با همنورد مصدوم: محسن شمایی متوجه شدم که این دو کوهنورد امروز پس از صعود قله تخت سلیمان بدون هیچ گونه تجهیزات سنگ نوردی اعم از هارنس و طناب و...اقدام به صعود فری سولو گرده آلمانها نمودند، طبق گزارش ناقص و گیج کننده محسن شمایی حدس زدم که پایین تر از تک رکابی دچار حادثه شدند و مصدوم هم دچار شکستگی هایی در ناحیه ی پا و لگن شده و امکان حرکت کردن نداره.طبق هماهنگی قرارگاه رودبارک با هلال احمر تهران، هلی کوپتر هلال احمر تهران ساعتی بعد،بر آسمان رودبارک و سپس در کلاردشت فرود آمد،طی تماس با امدادگر کوهستان مصطفی عباسی فهمیدم که پس از گزارش این حادثه به بخاطر اینکه آنها قراربود در محل حادثه دیگری حاضر باشند خیلی با عجله به اینجا آمدند و اولا به دلیل قانون مضحک پرواز هلی کوپتر قبل از غروب آفتاب و دوما به دلیل همراه نداشتن تجهیزات کوهنوردی و فقط امکانات وینچ و بسکت ناچارا به تهران بازگشتند.کسانی که گرده آلمانها رو صعود کردند میدونن که امداد زمینی از طریق سرچال و یا حصارچال برای رسیدن به گرده آلمانها حداقل هفت ساعت وقت نیازه و در این موقع از روز رفتن به محل حادثه کار آسانی نیست و در واقع در تاریکی شب کاری از دست کسی برنمیاد.ما کوهنوردان کلاردشت هم سریعا تیمی هشت نفره :مجید ربیع پور،فرشید قره باغی،حسن تقوی،ذاکر نقوی،علیرضارجبی،کامیار قدمی،صابر فقیه عبدالهی،محمد اسماعیلی،تشکیل دادیم و به ناچار قرارشد ساعت ۳صبح از طریق تنگه گلو و حصارچال به کمک مصدوم و همنوردش بریم.ساعت هشت شب دوست کرجی ام کریم رمضانی از کلاردشت بهم زنگ زد و گفت که با گروه شیرازی :حسین افخمی و محمدرضا کیانی قصد صعود گرده رو داشتن که از حادثه امروز با خبر شدند و میخوان شبانه برای امداد مصدوم به سمت حصارچال برن و ده شب حرکت میکنند.بنده هم با دکتر حمید مساعدیان رئیس انجمن پزشکی کوهستان تماس گرفتم تا ایشون هم تیم دیگری را به کمکمون برسونن که گفتن مهدی جباریان و چند نفر دیگر جهت کمک رسانی فردا با هلی کوپتر به منطقه میان.ساعت ۳/۵ صبح روز جمعه 96/6/16به سمت تنگه گلو حرکت کردیم ساعت ۵:۲۰به تنگه گلو و ۷به حصارچال رسیدیم و به خاطر همراه داشتن کوله های نسبتا سنگین طناب و هارنس و ابزار و همچنین برانکاد پلاستیکی ده کیلویی مخصوصی که برای حمل مجروح با خودمون برده بودیم مجبور شدیم دو تیم بشیم تا تیم جلویی زودتر به مصدوم برسه.ساعت ۱۰صبح من و فرشید به ته مسیر گرده رسیدیم و کوهنورد شیرازی حسین افخمی  رو دیدیم و خبر داد که کریم و محمدرضا ساعت ۶صبح با رساندن دو عدد کیسه خواب و امکانات غذایی سوپ و چای داغ اولین کمک ها رو به مصدوم رسوندن.۱۰:۴۵ دقیقه من و سپس فرشید تا تک رکابی فرود رفتیم و مشخص شد که حادثه دقیقا در خود تک رکابی رخ داده و مصدوم از ارتفاع شش متری بر اثر ضعف جسمانی و باز هم میگم نداشتن هیچ گونه ابزار سنگ نوردی،طناب کهنه ی پلاستیکی که در وسط سه جاف تک رکابی اویزون بوده از دستش رها شده و سقوط کرده و در لبه پرتگاه به صورت کاملا شانسی گیر کرده.سریعا در قسمت بالای تک رکابی یک کارگاه ایمن زدمو و فرود رفتم.خودمو به مصدوم رسوندم کریم و محمدرضا اونو با دوتا کیسه خواب پر کاملا پوشونده بودن .مصدوم هوشیار بوده اما به سختی میتونست حرف بزنه و احساس ضعف و درد در ناحیه ی لگن و پاها میکرد و هر لحظه خطر بیشتر میشد.تصمیم گرفتیم تا رسیدن برانکاد مصدوم رو به بالای تک رکابی برسونیم و بقیه ی مسیر رو به صورت بسکت حمل کنیم چون اگر هم اون لحظه برانکاد بود امکان بالا کشیدن در این قسمت وجود نداشت،خیلی سریع تک رکابی رو صعود کردم و ساعت ۱۱:۱۵ دقیقه با روش موفلاژ دو قرقره کار بالا کشی رو شروع کردیم به طوری که مصدوم رو با هارنس مخصوص هلال احمر و حمایت کردن بدنی و هل دادن کریم رمضانی از پایین به بالا کشیدیم و تلاش خود مصدوم هم کمی کمک کننده بود.همنورد مصدوم رو هم بالا کشیدیم. فرشید هم برای اوردن برانکادی که برای بسکت کردن نیاز داشتیم صعود کرد و خوشبختانه تیم دوم برانکاد رو تا بالای گرده اورده بودن من هم صعود کردمو برانکاد رو از آخر گرده به سختی به تک رکابی اوردیم و سریع مصدوم رو بسکت کردیم ذاکر نقوی و کامیار قدمی هم فرود اومدن  و در حمل فرد حادثه دیده کمک زیادی کردن .من مجددا برای بار دوم صعود کردم و کارگاه دوم رو هم به صورت طبیعی زدم و سه نفر از پایین برانکاد رو هل داده و من هم موفلاژ میکردم طول دوم و سوم هم تمام شد طول اخر گرده رو صعود کردمو سیستم موفلاژ رو سریع نصب کردم و با کمک دوستان دیگر:حسن تقوی،صابر فقیه عبدالهی،علیرضا رجبی،محمد اسماعیلی و عبدالله فرضی و ...با کمک زیاد سایر دوستان با دشواری مصدوم رو ساعت سه و پانزده دقیقه ۳:۱۵ از گرده خارج کردیم دوست خوبم مهدی جباریان و سروش پاک نژاد و...که ساعت ۱:۳۰دقیقه با هلی کوپتر در ارتفاع ۴۱۰۰متری زیر تپه مرجیکش فرود اومده بودند خودشونو به ما رسوندند و گفتند که دو نفر از امدادگران هلال احمر در گردنه مرجیکش منتظرند که ما مصدوم رو به پد هیلی کوپتر برسونیم تا به بیمارستان انتقال بدن. مهدی جباریان به حسین درخشان مسئول امداد هوایی هلال احمر تهران زنگ زد و قرار شد ساعت ۵:۳۰دقیقه هلی کوپتر مجددا برای حمل مصدوم به حصارچال بیاد با اینکه من هم به این شخص که نمیدونم اسمشو چی بذارم تاکید کردم که ۵:۳۰ هلی کوپتر اونجا باید باشه،اما دریغ که علی رغم زحمات واقعا بسیار زیاد ما برای نجات این کوهنورد،هیچ وقت این هلی کوپتر بازنگشت...حالا ما با مصدومی مواجه ایم که با شکستگی داخلی و خونریزی داخلی که داشته هر لحظه به مرگ نزدیک تر میشه و تنها راه باقیمانده حمل مصدوم و کشیدن اون با برانکاد پلاستیکی به سمت مرجیکش بود، نمیدونم چطور میشه حمل مصدوم رو با همچین سیستمی بر روی تخته سنگ های ریزشی قله علم کوه که چند بار نزدیک بود پای خودم و دوستان زیرش خورد شه و شن اسکی های داخل مسیر رو به خواننده ی این گزارش توضیح داد و توصیف کرد...اما میدونم ما تو مملکتی زندگی میکنیم که جان یک انسان از جان یک سگ که در کشورهای پیشرفته برای نجات سگ از خطر احتمالی مدفون شدن زیر بهمن تو زمستون بهش زنده یاب پیپس pieps وصل میشه کمتره...و بهتره بگیم در ایران جان=بادنجان.این خیلی دردناکه: شما مصدومی رو با هزار مشقت از ارتقاع ۴۸۵۰متری علم کوه به بیمارستان برسونی و اخرش فوت کنه...اونم به دلیل اصلی اعزام نکردن هلی کوپتر به منطقه...به هرحال دوستان زحمات بسیاری کشیدند تا مصدوم در ساعت ۱۰:۴۵دقیقه به تنگه گلو رسید و و سوار آمبولانس هلال احمر کردیم و خودمون هم ساعت ۱شب به کلاردشت رسیدیم.۱:۱۰دقیقه خبر دادند که علی گل آرا در بیمارستان قائم کلاردشت یا بهتر بگم درمانگاه فوت کرد.جا داره از زحمات کوهنوردان کلاردشت :فرشید قره باغی،ذاکر نقوی،صابر فقیه عبدالهی،علیرضا رجبی،کامیار قدمی،محمد اسماعیلی،برادران :عبدالله و روح الله فرضی دوستان شیرازی و کرجی و همچنین دوست خوبم مهدی جباریان که واقعا در حمل مصدوم از قله علمکوه تا تنگه گلو کمک کردند تشکر کنم.در اخر باید بگم که همیشه صاحب نظرانی پیدا میشن که قبل از این امداد چه در حین امداد و چه پس از خوندن این مطالب ،دکتر که چه عرض کنم پزشک ارتفاع،مربی درجه یک سنگنوردی،دیواره نوردی،خلبان ،امدادگر کوهستان و...اضهار نظر میکنن و از اب گل آلود ماهی میگیرن.جای تاسف داره.گزارش حادثه،

راهنمای منطقه علم کوه:مجید ربیع پور