چه کسی آنلاین است؟

ما 82 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

واکنش جالب یک بانوی رد صلاحیت شده ی انتخابات مجلس: جشن پیروزی روشنایی مبارک

یکشنبه, 01 دی 1398 ساعت 20:19 نوشته شده توسط  اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم

مهروش خواجوندی که برای شرکت در یازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه ی انتخابیه نوشهر، چالوس و کلاردشت خود را نامزد کرده بود، پس از رد صلاحیت در هیات اجرایی در یادداشتی نوشت: این نوشته را بنابر اصل حق اعتراض شهروندی به رد صلاحیتم، معرفی بیشتر خود و نقدی به فضای فعلی انتخابات پیش رو، منتشر می کنم. 

این نوشته را بنابر اصل حق اعتراض شهروندی به رد صلاحیتم، معرفی بیشتر خود و نقدی به فضای فعلی انتخابات پیش رو، منتشر می کنم.
اینجانب مهروش خواجوندی، متولد 1352، فارغ التحصیل مهندسی طراحی محیط زیست از دانشگاه تهران و مسلط به سه زبان بین المللی انگلیسی (صحبت، خواندن و نوشتن)، فرانسه (صحبت و خواندن) و عربی (خواندن و فهمیدن) و فهم کامل زبان و گویش پدری و مادری، نخستین کاندیداتور زن از منطقه کلاردشت بعد از گذشت 10 دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی، نوه مشترک دو خاندان بزرگ خواجوند و مشایخ که نقش موثری در معادلات اجتماعی، دینی و سیاسی مازنداران در تاریخ کشور ایفا کردند و در زمانه کنونی نیز هر دو خانواده، جانفشانی ها و ایثارگری های متعددی برای سربلندی ایران عزیزمان انجام دادند.
فرزند مادری فداکار و با فهم و کمالات، خواهری نخبه، تحصیلکرده، دلسوز، فهمیده و همراه و پدری شجاع، اخلاق مدار، جانباز و ایثارگر جنگ هشت ساله با بیش از یکصد ماه حضور در مناطق عملیاتی که البته هیچ یک از افراد خانواده، هیچگونه بهره برداری مادی و معنوی از سهمیه و حقوق جانبازی و ایثارگری پدر در هیچ یک از مقاطع تحصیلی یا کاری نداشتند.
برخوردار از 12 سال سابقه دستیاری و کارشناسی معاون رییس جمهور، 6 سال سابقه دبیری کمیته محیط زیست در شورای اسلامی شهر تهران، 27 سال سابقه کار حرفه ای و تحصیلی در رشته محیط زیست، کارشناس خبره محیط زیست در سازمان حفاظت محیط زیست در سطوح خرد و کلان، راهبری تیم کارشناسی هشت پروژه بین المللی محیط زیست بعنوان کارشناس ارشد محیط زیست، همکار پژوهشی 43 طرح مطالعاتی محیط زیست در کشور و ارائه 32 مقاله علمی، عضویت در شوراها، کمیته ها و کارگروه های تخصصی محیط زیست در سطوح ملی و منطقه ای، معاون اجرایی سازمان مردم نهاد محیط زیستی و همکاری با فعالان و سمن های محیط زیستی و مدنی در کشور.
اینکه چطور پس از این همه سال تلاش در عرصه تخصصی، برای کاندیداتوری در مجلس شورای اسلامی آن هم نه از تهران که بزرگ شده آن ام، بلکه از کلاردشت شهر اجدادی ام کلاردشت، ثبت نام کرده ام، شرحی دارد مفصل. بخشی از دلسوزان اجرایی و تصمیم ساز اصلاح طلب، مرا تشویق می کردند چرا که اعتقاد راسخ دارند، فضای سیاسی کشور بیش از پیش، نیازمند یاری نخبگان و به ویژه زنان است و بخشی از پیشروان و نخبگان غریب مانده با عزت، سالم و مقتدر اجتماعی، نهی ام می کردند چرا که معتقدند وقتی سفره های مردم هر روز کوچکتر می شود و چرخش چرخ های اقتصاد کندتر و فضای فعالیت صنفی، اجتماعی، محیط زیستی، دانشجویی و سیاسی تنگ تر؛ وقتی اختلاس، بی عدالتی، تخریب محیط زیست، نبود فرصت های برابر و عادلانه، فراگیری فساد و ناامیدی هم زمان نموداری صعودی دارند، کسی را توان تغییر نیست و بنابراین نباید پا به این عرصه گذاشت.
طی سال ها همزیستی مسالمت آمیز با هر دو قشر، بسیار شنوا بوده ام و بسیار بیشتر، آموخته ام و صد البته در کنار همه این ها بر پایه خود واقعی ام که زنی رشد یافته از طبقه پیشروان اجتماعی نخبه، امیدوار، پاکدست، نجیب و آینه تمام قد از دانش آموخته شعور سیاسی از شجاعترین، باهوشترین و بااخلاق ترین زنان عرصه سیاسی اصلاحات، خانم ها دکتر معصومه ابتکار و فریبا ابتهاج، منتقدان و ناامیدان را ارجاع می دادم به اینکه اصلاحات گام به گام بر اساس آگاهی، رواداری و حضور فعالان جامعه و به ویژه زنان در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، تنها راه نجات مام میهن از آشوب ها و کاستی ها است.
با تمامی این احوال، تشویق ها و ممانعت ها به جمع بندی رسیدم که از حوزه انتخابیه کلاردشت، چالوس و نوشهر وارد عرضه انتخابات شوم. کلاردشت، بعنوان شهری که سالیان درازی است مردمان نجیبش از زیرساخت های شهری برای توسعه و همچنین رشد معقول اجتماعی، محروم هستند و به رغم این محرومیت ها، در رقابت های انتخاباتی این سال ها نیز مظلوم واقع شده است و با جمعیتی بالغ بر12 هزار رای دهنده می باید در ادغام با جمعیت رای دهنده 80 هزار نفری شهرهای نوشهر و چالوس وارد گود رقابتی نابرابر شود، چرا که از یک سو، دو شهر نوشهر و چالوس، طی این سال ها روز به روز بیشتر از زیرساخت زیست شهری و امکانات اجتماعی، اقتصادی، صنعتی و سیاسی برخوردار شده اند و از سوی دیگر به دلیل نابرابری جمعیت رای دهنده هرگز منتخبی جز مردانی از خاندان های سرشناس چالوس و نوشهر منتخبشان نبوده است. منتخبانی که به رغم تورم و بادکردگی توسعه در شهرهایشان، حتی نیم نگاهی هم به کلاردشت ندارند.

‍ کلاردشت، شهر توریستی با نیروهای انسانی کوشا و سرآمد، آب و هوایی مطبوع، چشم اندازهای بی نظیر طبیعی، آثار باستانی و طبیعی ملی همچون علم کوه و سرداب رود، منابع طبیعی گسترده و تنوع زیستی بالا، برخوردار از پتانسیل برای کشاورزی و دامداری صنعتی که روزی در سفرنامه های سیاحان به بادن بادن اروپا معروف بود، امروزه بدلیل عدم وجود نماینده دلسوز در سطح مجلس و بی توجهی مدیران و برنامه ریزان ارشد استان مازندران از شرایطی مطلوب برخوردار نیست.
اکنون، عدم تدوین برنامه توسعه مطلوب و پایدار برای جلوگیری از تخریب افسار گسیخته محیط زیست، افزایش سرسام آور ویلاسازی ها و ساخت و سازهای غیرمجاز، فقدان برنامه آمایش سرزمین، قلع و قمع جنگل های کلاردشت (مصوبه دولت مبنی بر واگذاری 700 هکتاری این جنگل ها در ازای کارمزد پیمانکار آزادراه تهران-شمال، یا واگذاری جنگل ها به نهادهای اجرایی دولت و کارکنانشان و ...)، دپوی بی برنامه زباله در بالاترین نقطه جنگل های هیرکانی (همانند سراوان در گیلان)، فقدان سیستم فاضلاب شهری، فقدان راه ها و مسیرهای آسفالته، برداشت غیراصولی سنگ های گرانیتی، تخریب بستر رودخانه سرداب رود، انقراض گونه های گیاهی و جانوری نادر، در کنار بیکاری بیش از 85% از جوانان و ایجاد مشاغلی کاذب همچون دلالی زمین و ویلا، عدم سرمایه گذاری برای توسعه تولیدات محلی در بخش های تولیدی، صنعتی، کشاورزی و دامی، سرمایه گذاری های بی برنامه و ساخت پاساژهای خالی از مشتری، فقدان امکانات مناسب برای بهبود وضعیت زیرساخت های بهداشتی و سلامتی، فراهم نبودن زیرساخت های الکترونیکی منجر به مهاجرت گسترده نخبگان علمی شهر شده است و دریغ که اندک امید من برای اقدامی درخور برای شهر مادری ام با فرصت سوزی انحصارطلبان به یاس تبدیل شد.
من به رغم همه موانع و مخالفت ها، تلاش کردم تا در روزهای سخت میهنم، گامی کوچک برای مشارکت اجتماعی در مسیر ادامه جمهوریت و اصلاحات با خواست ملی، بردارم اما حتی اجازه پیدا نکردم، همین گام کوچک را بردارم ولی باز هم خود و دیگر دغدغه مندان این خاک را محکوم به امید و تلاش برای پیشرفت و آبادانی میهن عزیزمان ایران می دانم و قضاوت در مورد خدمت و خیانت مدعیان را به تاریخ می سپارم.

 

 

 

 

خواندن 150 دفعه
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)