پیشنهاداتی به منتخبین مردم در شوراهای پنجم

Author :  

پیشنهاداتی به منتخبین مردم در شوراهای پنجم
مهدی معصومی

قسمت اول:
لزوم احیای جایگاه مشورتی شوراها


شوراهای اسلامی شهر و روستا براساس اصول ششم, هفتم, یکصدم, یکصد و یکم، یکصد و سوم، یکصد و پنجم و یکصد و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تشکیل شده اند.

در قانون اساسی، شوراها دارای جایگاه خاصی هستند. چنانکه در اصل ششم از این قانون،هم ردیف توضیح در نحوه انتخاب رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از انتخاب اعضای شوراهای اسلامی هم یادشده است.

طبق قانون شوراهای اسلامی شهر و روستا در چارچوب تحقق اصل تمرکززدایی اداری و با تکیه بر مشارکت های مردمی در انتخاب برگزیدگانی تشکیل و به عنوان تشکل هایی اجرایی-مدنی و با اختیارات تعریف شده قانونی برای انجام بخشی از امور اجرایی جامعه مشارکتی عینی خواهند داشت.

بی شک محوری ترین فلسفه وجودی تشکیل شوراها ظهور و بروز خلاقیتها و ابتکارات افراد در اداره امور جامعه حتی در کوچکترین واحدهای آن مانند روستاها و محلات و در نتیجه القاء حس رضایتمندی به جامعه و در نهایت افزایش میزان مسئولیت پذیری و مشارکت طلبی افراد می باشد.

از این روست که بندهای ج،ک و ل از ماده 68 و بند 5 از ماده 71 قانون تشكيلات، وظايف و انتخابات شوراهاي اسلامي كشور ، برنامه ریزی شوراهای اسلامی شهروروستا را درخصوص فراهم نمودن زمينه مشاركت و جلب همكاري مردم در اداره امور مختلف متذکر شده است.

از این میان شاید اولین گام شوراهای اسلامی شهر در جلب مشارکت های مردمی؛ اجرای ماده 9 آئین نامه داخلی شوراهای اسلامی شهر یعنی همان تشکیل کمیسیون ها و کارگروه های تخصصی می باشد.امری که متاسفانه در بسیاری از شهرهای کشور مورد غفلت واقع شده و از این باب علاوه بر لطمه زدن به جنبه ی مردمی بودن شوراهای شهر، در خصوص بهره جستن از تجربه و تخصص نخبگان محلی نیز موجب فرصت سوزی شده است.

بدین ترتیب به نظر می رسد آنچه که شوراهای اسلامی شهر در همین آغاز کار بایستی به صورتی جدی به آن بپردازند طلب مشارکت متخصصان و صاحبان تجربه در تشکیل کمیسیون ها و کمیته هایی کارآمد می باشد.

شوراها حتی می توانند با استفاده از تجربه موفق تشکیل ستاد شورایاری در بسیاری از شهرهای کشور،گام های به مراتب بلندتری را در توسعه مشارکت های مردمی بردارند.

به هر حال هم شوراهای اسلامی شهر و روستا و هم مردم باید بر این نکته واقف باشند که شرکت در انتخابات تازه آغاز راه مشارکت است و اگر پس از انتخابات راه تعامل نظام مند و معقولانه بین مردم و شوراها به هر ترتیبی مسدود باشد،شورای تشکیل شده نه تنها موفق نخواهند بود بلکه شاید مشکل آفرین نیز باشد.

از این رو به نظر می رسد که بر شوراهای چهارم فرض است که به جهت حفظ مهر اعتمادی که مردم به پای نام آنها زده اند، نسبت به احیای جایگاه مشورتی شوراها اقدام نموده و این کار را هرچه سریعتر با فعال نمودن کمیسیون ها آعاز نمایند.